نمرات فیزیولوژی 2
با اعلام سلام و درود خدمت همه حضار
نمرات فیزیو رو زدن احتمالا همگی می دونید
خونسردیتونو حفظ کنید
با اعلام سلام و درود خدمت همه حضار
نمرات فیزیو رو زدن احتمالا همگی می دونید
خونسردیتونو حفظ کنید
اینکه بدانی حق داری ولی ندهند یا اینکه بدهند به تو آنچه که حق نداری؟
اینکه پر از فریاد باشی ولی گوشی نباشد یا اینکه همه گوش باشند و تو حرفی نداشته باشی ؟
اینکه زنده باشی ولی انگار مرده ای یا اینکه مرده باشی و زنده بودن را طلب کنی؟
اینکه میشد که بشه ولی تو نذاشتی یا اینکه میشد که بهتر باشه ولی تو نخواستی؟
یا اینکه نداستی قدر؟...
فکر نمی کنم کانون مهر نیازی به معرفی داشته باشه
تو کانون مهر یه برنامه در نظر گرفتیم برای تدریس به دانش آموزای هموفیلی.
دوستانی که مایل به تدریس هستید و توانایی این کار رو در خودتون می بینید می تونید اسامی تونو تحویل بدید تا از توانایی هاتون استفاده بشه.
پی نوشت:این ی سال با همه خوبی ها و بدیا و سختیاش و تجربه های جدیدش تموم شد بیایم از الان ب بعدمون رو بهتر و بهتر باشیم ، از همه ی لحظات بودن کنار دوستا و همکلاسیامون لذت ببریم ، گله ها و شکایتا رو فراموش کنیم،همدیگه رو ببخشیم،خلاصه اینکه سعی کنیم هر لحظه ی بودن کنار دوستامون رو خاطرات قشنگ بسازیم و ...
به سال 1300 جلیل شهنار در شهر افتخار آفرین و هنر پرور اصفهان چشم به جهان گشود ،پدرش علاقه ی وافری به موسیقی سنتی ایران داشت و هر روز منزلش محفلی گرم برای دوست داران این هنر بود .پسر دیگرش حسین ،تار را بس دل انگیز می نواخت ،پدر از همان اوان کودکی مشوق او در یاد گرفتن و نواختن این ساز اصیل ایرانی گردید،و به همین سبب جلیل را به دست برادرش سپرد تا او را با نوای ساز آشنا کند از این زمان جلیل بود و حسین و تار که لحظه ای این سه دلداده از هم جدا نبودند .هر وقت حسین کاسه ء تار را در آغوش میگرفت و می نواخت ،جلیل از کنار او دور نمی شد و چون دلداده ای شیدا به پنجه های سحار او می نگریست . و در پیچ و تاب نوای آن خواسته های کودکی خود را در آن جستجو می کرد و عطش خود را فرو می نشاند . ایام کودکی سپری شد و دوران جوانی فرا رسید ،هر روز جلیل از مدرسه باز میگشت یکسر به نزد برادر آمده با لخنی کودکانه از او می خواست که تار بنوازد و حسین هم سخاوتمندانه هر چه داشت در طبق اخلاص نهاده و به او می آموخت.
جلیل پس از چندی به تهران آمد و به رادیو راه یافت و در ارکستر های مختلف این دستگاه شرکت جست و پس از مدتی در برنامه ء ((گلها )) شرکت و یکی از بهترین سلیست های آن گردید.
جلیل شهناز علاوه بر نواختن ((تار)) که ساز اختصاصی وی می باشد با نواختن ((ویولون )) ((سنتور)) ((ضرب ))نیز آشنایی داشت و آنها را بسیار دلنشین می نواخت،نواخته ها و آثار شهناز در موسیقی ایران به خصوص گلها از آ ثار بزرگ و ممتاز موسیقی ایران است.
یادش تا همیشه در حافظه ها خواهد ماند.روحش شاد
برداشت از وبلاگ نغمه
مواظبش باشید جایی رو که فردا می رید خوش بگذرونید
همیشه 5 فروردین یه احساس خاصی بهم دست می داد تا این که امسال فهمیدم...
پوریا عسکر نیا تولدش خجسته باد