خوش حالیم از این که  یک پنجم  راه رو با هم طی کردیم. تو این راهی که قدم گذاشتیم بیشتر از هر چیزی شاید به همدلی نیاز داشته باشیم.

تو این راه همگی یه هدف مشترک داریم و اون هم حفظ سلامت آدمای دور و برمونه و واسه این هدف شاید یکی از ساده ترین و ملموس ترین شکل های همدلی این باشه ، شمایی که تازگیا یه مطلب جدید یاد گرفتی و با استفاده از اون می تونی مرهمی بذاری بر دردای یه همنوع خیلی خوب می شه که یاد اون یکی دوستت هم بدی این جوری اون هم می تونه شفا بده درد یه نفر دیگه رو .این طوری جون دو نفر رو نجات دادی.

اگر که امروز و فردا یکی از دوستامون تو ی گوشه از این دنیا عهده دار کاری شد ،ما نباید این طوری فکر کنیم ک حالا چشمش کور دندش نرم می خواست عهده دار نشه خودش کارش رو انجام بده من که کاری به کارش ندارم .نه این طوری نه... ما هم باید بریم واسه انجام کارش در حد توان کمکش کنیم ،یه گوشه از کار رو بگیریم نه به خاطر اون ،نه به خاطر خودمون ،به خاطر همون آدمای دور و برمون ،به خاطر همون هدف مشترکمون.

ما تو این کلاس یه گروه کوچکی از جامعه ایم اگر که این جا نقشمون رو خوب بازی کردیم ،این جا اگه کار درست بودیم فردا هم کارمون درسته،مطمین باش.

بیایم و بی تفاوت نباشیم به کلاس،فقط خودمون رو در نظر نگیریم،همون طوری که همه ی سیستم ها رو به سوی کمال دارن ما هم برای پیشرفت کلاسمون تلاش کنیم و یه گوشه از کار رو بگیریم.

خوبی هامون کم نیست (به قول سهراب:دل خوشی ها کم نیست / مهربانی هست...)بیایم و با همین خوبی ها و همدلی ها کمبودامون رو برطرف کنیم.

یکی از این کمبودا مثلا اینه که خیلی از بچه ها از این که از جزوه ی بهمنی ها استفاده می کنن ناراضی هستن اما باز استفاده می کنن و می گن جزوات خودمون ناقصه و دیر می رسه و  بی کیفیته و ...و وقتی که بهشون میگیم: بیا تو گود بسم الله می گه که کلاسمون فلانه و بهمانه و ... اما مطمین باشیم اگر من همیشه خوب باشم بقیه هم خوب خواهند بود.

و اینکه ببخشید:

اگه جایی بدخلقی کردیم،اگه واسه جزوه نوشتن و تحویل جزوه ها زیاد مزاحمتون شدیم،اگه جایی کم گذاشتیم و ...

همیشه سعی کردیم تا جایی که امکانش باشه کارها خوب پیش بره،جایی کم کاری نشه و همه چی به موقع باشه،شاید همیشه موفق نبودیم ولی گاهی اوقات هم تقصیر ما نبود!!

بهرحال اگه جایی کمبودی بود،به بزرگی خودتون ببخشید...

ولی چند تا نکته از تجربیات ما:

1.اینکه وقتی در جمعی عده ای دارن واسه ما کاری انجام میدن(در اینجا جزوه می نویسن) شاید از نظر اخلاقی درست نباشه ما فقط از خدمات اونا استفاده کنیم و خودمون جوابی نداشته باشیم...گاهی اوقات یادمون نره اونا هم شرایط ما رو دارن،اگه ما وقت نداریم اونا هم همینطور...

2.اینکه به یاد داشته باشیم جزوه ها رو اول واسه خودمون مینویسیم و بعد واسه 100 نفر دیگه.پس جدای از مسئولیتی که برعهدمون هست،ی جورایی امانت هم هست،سعی کنیم در هر زمینه ای امانت دار خوبی باشیم.

ودر نهایت....

جادارد چند تا تشکر داشته باشیم:

از نماینده های پر تلاشمون خانم جعفری و آقای صدیقی که در طول این ترم زیاد مزاحمشون شدیم و خیلی بهمون کمک کردن.

از خانم ها شمس،شایسته،فاضلی نیا،باشی پور،لجمیر نیاو آقایان مهرداد محمدی،پیراهش،امینی فر و خیلی های دیگه که واسه خیلی از کارها مزاحمشون بودیم و همیشه باحوصله جوابمون رو دادن.

از نویسندگانی که هروقت متوجه اشکالی در جزوشون میشدن به اطلاعمون رسوندن.

از دوستانی که لطف کردن و بیش از تعداد معمول جزوه نوشتن،مخصوصا تشکر ویژه داریم از دوستانی که در ایام فرجه ها مسئولیت نوشتن جزوه ها رو پذیرفتن...

از همه دوستانی که گاهی اوقات پیشنهاد های خوبی داشتن و بهمون کمک کردن...

از دوستانی که با پیگیری هاشون باعث می شدن کارها زودتر پیش بره...

(ببخشید اگه اسامی همه ذکر نشد،واقعا زیاد میشد)

در آخر...

      ترم آینده ما دیگه نماینده نیستیم .لطفا داوطلب های بعدی اعلام آمادگی کنن که در شروع ترم جدید در اولین فرصت رای گیری کنیم.

سپاس از همه شما بخاطر اعتمادتون...

گاهی اوقات این جمله رو به یاد داشته باشیم:

تا زمانیکه با کفش های کسی راه نرفته ای،در مورد راه رفتن او قضاوت نکن....